ایلیاایلیا، تا این لحظه: 15 سال و 10 ماه و 15 روز سن داره

ایلیا

مامان خوشکل

1390/12/17 15:28
نویسنده : مامان ایلیا.
414 بازدید
اشتراک گذاری

دیروز برای اولین بار 6ساعت از ایلیا دور بودم.تنخکمرفتم آرایشگاه واسه عید موهامو رنگ کنم البته به آرایشگرم گفتم که ساعت 3 میام و قرار شد تا ساعت 5 کارم رو تموم کنه که ...

هر کاری می کرد موهام بی رنگ نمی شد و 2بار رنگ و 3 بار دکلره کرد تا بالاخره همون رنگی که می خواستم شد.توی این مدت همه اش به بابایی زنگ می زدم و می پرسیدم که داری چی کار می کنی؟ اتاباباحسین با عمه طیبه تو رو برده بودن پارک خلدبرینات. بابایی می گفت ایلیا اصلا یادش نیست که تو هم وجود داری اما از پارک که برگشته بودین و شیر می خواستی یادت اومده بود که ای بابا من یه مامان داشتم.تامساعت 9شب کارم تموم شد و برای دیدنت لحظه شماری می کردم.هزینه ی رنگ زدن موهام هم 100هزار تومن شد. این رو واسه نرخ تورم بهت میگم.آخه  می گفتن قیمت مواد بالا رفته.                  راستی موهام رو زیتونی رنگ کردم و خیلی بهم میاد تو هم از دیروز تا الان همه اش موهامو می کشی. تازه فهمیدی رو سر من یه چیزی هست.

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (2)

خاله شیرین
17 اسفند 90 15:31
به به قربون ایلیا و مامان خوشکلش خوشکل که بودی دیگه محشر شدی حتما


مرسی عزیزم.به خوشکلی تو که نمی شم.بذار منو ببین بعد نظر بده.به نظر خودم شده مثل شکلای قبل از عمل بعد از عمل
ilijoon
21 اسفند 90 14:16
مباركت باشه مامان جون حسابي خوشگل شدي شدي ها؟؟؟؟


مرسی عزیزم.بالاخره باید واسه عید یه کاری می کردم دیگه.
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به ایلیا می باشد